بایگانی دسته: Nice

یک داستان کوتاه از شرلوک هلمز

شرلوك هلمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه هاي شب هولمز بيدار شد و آسمان را نگريست.
بعد واتسون را بيدار كرد و گفت: «نگاهي به آن بالا بينداز و بگو چه مي بيني؟»
واتسون گفت: «ميليون ها ستاره.»
هولمز گفت: «چه نتيجه اي مي گيري؟»
واتسون گفت: «از لحاظ روحاني نتيجه مي گيريم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد. از لحاظ فيزيكي نتيجه مي گيريم كه مريخ در محاذات قطب است، پس ساعت بايد سه نيمه شب باشد.
شرلوك هلمز قدري فكر كرد و گفت:«واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اين است كه چادر ما را دزديده اند!»‍‍

در زندگي همه ما گاهي اوقات، بهترين و ساده ترين جواب و راه حل وجود دارد ولي اين قدر به دور دست ها نگاه مي كنيم يا سعي مي كنيم پيچيده فكركنيم كه آن جواب ساده را نمي بينيم

منبع:

http://en.wikipedia.org/wiki/World%27s_funniest_joke

http://www.slideshare.net/aalisheer2012/i-see-millions-and-millions-of-stars

پاسخ های دکتر الهی قمشه ای به مهمترین سوالات زندگی

منبع : http://khalil-khoshrou.blogsky.com/1387/11/01/post-8/     

اگر بخواهیم تمام دانش بشری را در یک جمله خلاصه کنیم ان یک جمله چیست؟ 

 یتس این جمله افلاطون را می گوید که زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی است و بعد از ان می گوید این است تمامی آنچه شما می  دانید و این است تمامی آنچه شما نیاز دارید بدانید.

***

مهمترین معیار یک زندگی عاشقانه و اولین سوالی که یک دونفری که می خواهندباهم  ازدواج کنند بایدازهم بپرسند چیست؟

چون عشق اشتراک در مسیر است  هر دو نفری که می خواهند با هم ازدواج کنند اولین سوالی که باید از هم بپرسند اینست که تو داری کجا میروی؟ اگر هر دو نفر گفتند دارند میروند بسوی خداوند اینها عاشق هم میشوند و فقط در اینصورت است که انسان در این مسیر یار پیدامی کند و گرنه هرکدام دریک ایستگاهی پیاده می شوند انسان باید برود تا برسد به آن ایستگاه نهایی که دیدار پروردگار است.

*** 

اگر بخواهیم رسالت انسان در جهان را در یک جمله خلاصه کنیم ان یک جمله چیست؟ 

 رسالت همه ما حرکت بسوی عالم وحدت است.

*** 

یک انسان الهی در برابر سختی های زندگی چگونه باید عمل کند؟ 

 از تمام لحظات زندگی تان لذت ببرید حتی از سختی های زندگی ، چون سختیها را شما که تولید نکردید، خدا فرستاده

فقط یک چیز را مواظب باشید و آن اینکه کار بد نکنید ،اگر کار بد نکردید  دیگر بدبختی ای وجود نداردبدبختی برای آدم بد وجود دارد وبرای آدم خوببدبختی وجود ندارد بلکه سختی وجود دارد سختی را خداوند فرستاده بعدا هم بر طرف می کند اینقدر لذت به شما می دهد که همه سختی ها را فراموش بکنید. 

***  

انسان چگونه باید از گناهی که کرده توبه کند و  نشانه توبه حقیقی چیست؟ 

توبه حقیقی یعنی عبور از یک مرتبه ای به مرتبه دیگر و توبه این نیست که بگویی من فلان کار را دیگر انجام نمی دهم

بلکه توبه اینست که اگر آن گناه را بخاطر آوردی ظلمی کرده بودی یا ناسزایی گفته بودی یا غیبتی کردی و به یادت آمد این مساله حلاوتش زیر زبانت نیاید چون هر گناهی یک حلاوتی دارد و انسان وقتی یک گناهی می کند به سبب حلاوتش آن گناه را انجام می دهد اگر آن گناه رابه یادآوردی وحلاوتش زیرزبانت نیامد بلکه مرارت و تلخی آن زیرزبانت آمد معلوم می شود که به یک درجه کاملتری رسیدی وذائقت درست شده به یک کمالی رسیده ای.

 ***

مبنای این عالم بر چه حقیقتی استوار است و کلید پیشرفت و موفقیت در این عالم چه چیز است؟  

 در مقابل تنازع بقا برای بقا تئوری دیگری هست که می گوید این عالم برمبنای اصل کمک استوار شده است یعنی همه پیشرفتها مال اینست که یکی به دیگری کمک کرده واین کمک ها وقتی سیستماتیک و مدیریت شدهمی بینیم که به کمال رسیده  آنچنان که می بینیم در بدن انسان میلیارد ها سلول باهم کار می کنند و همه درجهت این کار می کنند که این قلب باید بزند و هرکدام وظیفه شان را درجهت کل انجام می دهند و اگر هر کدام از این سلول ها از مسیر واقعی اش که کمک به حفظ سلامت بدن است منحرف شود سلول سرطانی پیدامی شود

حالا درجامعه ای که اصل کمک نیست سرطان می گیرد انسان و این سرطان را گرفته بشریت سرطان اینکه مشکل شمابه من ربطی ندارد که بخواهم به شماکمک کنم،چون مبنای این عالم بر کمک استوار است انسان ها برای رسیدن به هرموهبتی باید به همکمک کنند و هرکسی احساس کند که من در کل این جامعه نقشی راباید بازی کنم اگر هر کسی بخواهد برای خودش کار کند آنطرف سقوط می کند

آن بچه ده ساله ای که درخیابان آدامس می فروشد این یک کسی یک ظلمی کرده یک جایی که این اینطوری شده وگرنه اگر اصل کمک و تعاون باشد معنیش اینست که باید طوری تنظیم شود که یکنفردیگری جای او کارکند و این بچه باید به مدرسه برود یکی ازعناصر وحدت اصل کمک است و ماهر چه بیشتر به هم کمک کنیم وحدتمان بیشتر می شود کثرت ایجادجنگ می کند و جنگ ضایعات ایجادمی کند، ازاین بدن الگوبگیریدببینیدکه اگردراین بدن همکاری ووحدت نباشد ،چطورمضمحل ونابودمی شود،جامعه هم همینطوراست اگرالان همه دندانهاراتیزکردندبه زودی نابودمی شودبشریت، مگراینکه راه بازگشتی به دین و به انبیا و اولیا و به وحدت پیدا کنند.   

***

 درمقابل بی مهری هایی که انسان گاه از دیگران می بیند چه واکنشی باید نشان دهد؟   

  ناسزا گفتن آن دلبرشیرین عجب است

ناسزا گفت که تا دل به سزایی برسد

هروقت یک کسی آمد و ناسزایی به شما گفت بدانید که یک صفتی دروجود شما بوده که استحقاق این ناسزا را پیدا کرده اید و نباید از دست آن فرد ناراحت شوید بلکه باید آن فرد می آمد و شما را آگاه می کرد ازآن ناسزایی که دروجود شما هست و او آمده و یک هدیه ای به شما داده بنابراین رنجش ازکسی نباید داشت ولی باخدای خودتان صحبت کنید و ببینید که چه کاربدی کرده بودید که آن فرد را فرستاده سراغ شما و بدانیدکه آن ناسزارا اوگفته تا که هوشیارتان کند و خوبتان کند و آن فرد ماموری بیش نبوده بر رساندن آن قبض ورنجش اگرازاو داشته باشید نشانه کافری و جهل و خودبینی است 

وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم

که درطریقت ما کافری است رنجیدن

  ***

  مهمترین انگیزه یک انسان برای خوب بودن چیست؟  

  همه بالاخره می گذارند ومی روند، ما آخر سر باید دست در آغوش خودمان کنیم؛ آخرین مشتری و آخرین کسی که باید با او ازدواج کنید خودتان هستید سعی کنید هیچ عیبی نداشته باشید، خیلی باید زیبا باشید چون باید خودتان را تحمل کنید.  

*** 

  ایا میتوان در وجود خداوند شک کرد؟

معنای  آیه افی الله شک فاطرالسموات والارض این نیست که نباید در خدا شک کرد بلکه معنایش این است که خداوند آن مفهومی است که هیچ شکی نمی توان دراوکرد و هروقت به یک معنایی دست یافتید که دیدید نمی توانیددر آن شک کنید آن خداوندست.  

 ***

مهمترین دلیل فلسفی بر توحید چیست؟

 خداوندشبیه هیچ کس نیست چون وجود محض است وجود نمی تواند دو تا باشد ولی ماهیت می تواند هزارتا چیز باشد چون عامل دویی ماهیت است نه وجود اگر دو تا چیز داریم به خاطراینست که دو تا ماهیت داریم اما وجود چون ماهیت ندارد نمی تواند دو تاشود.  

***

 علت اینکه حقیقت در شعر بصورت رمز و اشاره گفته  میشود  چیست ایا نمی توان حقیقت  را انگونه که واقعا هست بیان کرد؟

شعر همه اش رمزاست و علت اینکه بصورت رمز بیان شده است برای این است که اصلااین حقایق گفتنی نبوده واین ساده ترین صورتی بوده که امکان داشته این حقایق رابیان کنند.   

   ***

  منزل واقعی اهل معرفت کجاست؟

چمن ونزهتگاه اهل معرفت آنجایی است که سخن خداهست

گوشه چمن جایی است که انسان ازغوغای خلق وآشوب دنیافراغت داشته باشد این چمن می تواندخانه شما باشددوستان را دعوت کنید خانه تان وصحن خانه تان را بکنید صحن چمن وازمیخانه حافظ و مولانا واین بزرگان قرض کنیدوبرای دوستانی که اهل این معانی هستند شعر بخوانید.

  *** 

   یک سالک با چه معیاری و چگونه میتواند فرق راستی با ناراستی را تشخیص دهد؟

 آدم فقط وقتی گول می خورد که صاف نیست وگرنه نمی شود که انسان فرق دروغ باراست رانفهمد چون دروغ خیلی طعم و بو و مزه اش باراست فرق می کند

بوی کبر و بوی حرص و بوی آز

  درسخن گفتن بیاید چون پیاز

آنچان که اگر شامه ظاهری ماسالم باشد بوی پیازرامی توانیم تشخیص دهیم

اگرشامه باطنی ما هم سالم باشدمی توانیم تشخیص دهیم و می توانیم اطلاعات رابگیریم.

***

منبع واقعی دانش و اگاهی انبیا و شاعران اسمانی چیست و چگونه میتوان به ان دسترسی پیدا کرد؟

 امروزه تمام سلولهای عالم پر از علم ودانش وآگاهی شده است و فقط شما باید دستور بدهید و اطلاعات رابگیرید ازطریق شبکه اینترنت تمام کتابهای عالم دراختیارشما خواهد بود اگر اتصال ما محدود باشد فقط هارددیسک خودمان خواهد بود و چند تا سی دی ای که داریم ولی اگرمتصل شدیم به شبکه اینترنت تمام اطلاعات دراختیار ما خواهد بود ولی یک شبکه اینترنت بزرگتری هست که هنوزبه آن دسترسی پیدا نکرده اند و آن شبکه اینترنتی است که انبیا و اولیا وشعرای آسمانی به آن شبکه متصل می شوند آنچنان که شعرای آسمانی می گویند که ما شعر نمی گوییم بلکه الهه شعر را صدامی کنیم و او می آید و شعر و داستان راتعریف می کندچون او از عالم بالا به آن شبکه دسترسی دارد.  

  ***  

معنی واقعی بخشش چیست؟

   گناه یعنی نقصان و محو کردن گناه یعنی رسانیدن کسی از مرتبه نقصانبه کمال اگر کسی را که خطایی از او سرزده را خواستید ببخشید یک راه آن این است که به او بگویید تو را بخشیدم و او را رها کنید ولی معنای واقعی بخشش اینست که آن نقصانی که در او هست که به سببآن نقصان این گناه در او حادث شده است را از او بگیرید و تبدیل به کمال کنید و این بهترین راه بخشش است

 ***  

اقای دکتر مجازات گناهان انسان به عنوان مثال دروغ چگونه انجام می شود؟ 

 دروغ خودش جهنم است اگر شما عمیق شوید متوجه می شوید که همین الان دروغ آتش است به محض اینکه آدم دروغ می گوید نظام فکری اش بهم می خورد و تمرکزحواسش راازدست می دهد و کم حافظه می شود و هزار عیب روانی پیدامی کند آدم های دروغگو از سلامت فکر برخوردار نیستند تمرکز حواس که عامل خلاقیت است در آنها ازبین می رود چون آدم دروغگو اضطراب داردچون می داندکه دروغ خوب نیست و دلش هم نمی خواهدکه فاش بشود وهر دروغ آدم رابه دروغ دیگری می کشاند و یکی دوتا دروغ انسان که فاش شد هویت او زیر سوال می رود هیچ چیز بدتر از این نیست که وقتی انسان حرفی می زند مردم نگاه کنند که این آقا راست می گوید یا دروغ هیچ چیز بهتر از این نیست که وقتی آدم حرفی زد همه بگویند این آقا وقتی حرفی زد راست است بنابراین شخصیت اجتماعی انسان و حضورآدم درجامعه به هم می خورد و این ادامه پیدا می کند تا قیامت و به شکلهای دیگری ظهور پیدا می کند و اینطور نیست که شما را به خاطر دروغ مجازات کنند بلکه خود این دروغ مجازات شماست.

 ***   

انسان الهی چگونه باید کارهای روزمره اش را که انجام انها به عهده اوست برنامه ریزی کند که وقت بیشتری برای رسیدن به کارهای معنوی اش داشته باشد و اصولا با این گرفتاری و رقابتی و مسئولیتی که یک انسان در مقابل زندگی خود و اطرافیانش دارد چگونه میتواند کاهای اخرویش را نیز به بهترین نحو انجام دهد و ایا اصولا می شود دنیا و اخرت را باهم داشت؟ 

 ما چون یکی هستیم یک کارهم بیشترنکنیم صد تا کار نکنیم و یک کار بکنیم بعضی ها تقسیم می کنند کارها را به کاردنیوی مثل خورد و خواب و زن و بچه وکامپیوتر و مدرسه و…  و یک کارهایی را هم می گویند کار اخروی مثل نماز و روزه و کارهای خیریه و… درصورتیکه هم چنین چیزی نیست بلکه باید انسانها را تقسیم کرد به انسانهای الهی وانسانهای دنیوی اگرانسان الهی شد خورد و خواب او هم الهی می شود چون به خاطرخدا زندگی می کند و بخاطر خداپشت کامپیوتر می نشیند وبه خاطر خدا کتاب می نویسد و همه اش می شود کار اخروی و عاشق خداوند اصلا کار دنیوی نمی کند انسان الهی بشوید وبروید دنبال دنیا و هزار تا کار بکنید تا وجودتان منشا خیر و برکت بشود و خلاقیت و سازندگی و آبادانی ایجادبشود انسان هست که الهی می شود یا دنیوی اگر دنیوی شدید همه کارهایتان دنیوی می شود و حتی حج و نماز و زکاتتان هم دنیوی می شود وقتی روی آدم به طرف دنیا و هواهای نفسانی خودش بود دیگر تفاوتی نمی کند که به کدام طرف بایستد و نماز بخواند چون به هرطرف بایستد دراصل به طرف خودش ایستاده ونماز خوانده.

 ***   

خداوند بزرگ در قران میفرماید هر موجودی را برای هدف خاصی افریده و در خلقت ان برای تمام موجودات فایده ای قرار داده به نظر شما فایده شیطانی که خداوند خود او را لعن کرده و رانده شده خوانده چیست؟  

  ماشخصا وظیفه ای نداریم که با شیطان خصومتی داشته باشیم وکینه ای ازاوبه دل بگیریم فقط چون خداونداورالعن کرده ما هم اورالعن می کنیم ؛وگرنه خیلی خوب است که یکی هست که ادعاهای بی معنی مارارسواکند ،شیطان الزام نمی کند بلکه افشا می کند وکارشیطان افشاگری است ، شیطان یک مقدارعلف دستش می گیرد و می آورد جلوی دهان آدمها ،اگرکسی قاپ زد وعلف را خورد معلوم است که خود او درعالم بهایم بوده وگرنه اگرانسان باشد که علف نمی خورد،شیطان قادرنیست کسی را اجبارکند،نه نبی اجبارمی کند و نه شیطان “لااکراه فی الدین” ولی شیطان آشکارمی کند،شیطان می آید جلوی انسان و وسوسه می کند ومعلوم می کند که تودروغ گفتی که من خدا پرستم ودلم پیش خداست بلکه دلت پیش غیرخداست ، توحیدت را نفی می کند تا متوجه شوی موحد نیستی و بروی و توحید واقعی را بدست بیاوری؛این که خداوند شیطان را گذاشته در عالم برای خیرماست تا ما را هر لحظه متوجه کند،شما می توانید خودتان را لحظه به لحظه با شیطان آزمایش کنید،آیا خیرانسان این نیست که یک دستگاهی داشته باشد که نشان دهد فشارخون او بالاست یا پایین است وخطر مرگ برای انسان است،شیطان آزمون ومحک همه عالم هستی است،همه ادعاهای باطل وبیخودی را رسوا می کند،به همین جهت هم شیطان گفته که با مخلصین کاری ندارم”الاعبادک الله المخلصین”چون عباد مخلص همه آزمایش ها را باموفقیت سپری کردند و قبول شدند.

 

لذت های کوچک زندگی

وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی و اون حواسش نیست

از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد

وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن که من در آوردی درستش کردی

وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند

از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و

با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی

در گرفتاری کارهای اداری کارمندی را میبینی که با حوصله و خوشرویی کارت را انجام میدهد

وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده است

صفحه پیام هایت را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری

وقتی از ترس خواب ماندن و دیر رسیدن از خواب میپری و

ناگهان به یاد میاوری امروز تعطیل است

لحظه راه افتادن برای سفری که منتظرش بودی

وقتی علیرغم تمام گرفتاری ها روز تولدت رو فراموش نکرده

هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید ((چه با هم )) و میخندید

دور که میشود بر میگردد به نگاهی ،دست تکان دادنی و لبخندی

کارش را رها میکند و با حوصله به درد دلت گوش میدهد

در خیابان از جایی میگذری که خاطره ای دور اما شیرین با خود دارد

دیدن اولین قطرات باران روی شیشه خاک گرفته ماشین

خسته و گرسنه به خانه میرسی و غذایی که دوست داری را در یخچال میبینی

وقتی او را میخندانی

دیدن یه سریال با کسی که دوستش داری

لذت خوردن یه فنجون چایی داغ وقتی از سرما نوک دماغت یخ زده

وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند

پیدا کردن جای پارک در جایی شلوغ

تماشای بچه کوچکی که با عروسک هایش بازی میکند و با آنها حرف میزند

وقتی نوزادی انگشتت را محکم میگیرد

هدیه ای که تو برایش خریده ای پوشیده است

عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند

مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است

اس ام اس میزند که برنامه محبوبت شروع شده برو ببین

فوت کردن قاصدک

وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته

وقتی به کنسرت رفته ای و خواننده سکوت میکند تا تماشاگران بقیه ترانه را بخوانند

صدایش کنی و بگوید جــــــــــــــــــــــانم

صبح زود خیابان از باران دیشب هنوز خیس است

صدای ترد برف زیر کفش هایت

ترکاندن حباب های نایلون های حباب دار

پا برهنه راه رفتن روی چمن

تماشای راه رفتن بچه ای که تازه راه افتاده

برنامه ریزی برای غافلگیری تولد یک دوست

ناگهان دسته ای پرنده را در آسمان آبی میبینی که با هم اوج میگیرند و چرخ میزنند

روبروی دریا ایستاده ای تاگهان موج کوچکی ارام میرسد به پایت

آب دادن به گلدان ها و دیدن جوانه های تازه

باران نیمه شب تابستان

نسیم خنک ماه مهر

لحظه بیدار شدن از خوابی بد

پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر

وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد

صبجانه روز تعطیل

وقتی به جای خداحافظی میگوید….میبینمت

وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید

بارها و بارها گوش دادن به آهنگی که او برایت فرستاده

هوای توی گل فروشی

بوی نارنگی نوبرانه

بوی عطر گل نرگس

کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی

وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد

آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت

صدای تنفس منظم و با آرامش کسانی را که دوست داری….. در خواب

یا وقتی احسان خواجه امیری میخونه :برام هیچ حسی شبیه تو نیست

فایل هایه صوتی و مطالب برنامه معرفت

از چند مدت پیش با که برنامه بسیار خوب و شادی اور معرفت کانال ۴ آشنا شدم و تصمیم گرفتم هم برای شادی و فهم بیشتر خودم و دیگران هر هفته دنبالش کنم . واقعا که در ۹۰ درصد اوقات مطالب بسیار بسیار مهم و کم نظیری در این برنامه مطرح میشه که حال آدم رو جا میاره و واقعا خدا رو شاکرم که حداقل در حد خودم از این مطالب و مفاهیم دور نیوفتادم و کله خراب و بی معرفت نشدم.

در این وب لاگ هم مطالب مطرح شده رو تا اونجایی که میشد بنویسم متوجه شدم که دوست دیگری این کار رو در وبلاگش داره به شکل بهتری انجام میده و فایل صوتی هر جلسه رو هم داره میزاره . ازش کمال تشکر رو دارم .

http://dr-dinani.blogfa.com

—-بروز رسانی—

اینم یک سایت کامل تر و فعال تر

http://ebrahimi-dinani.com/?cat=7

برنامه معرفت – حکمت الهی ، جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۱

فایل صوتی – ۱۶٫۳MB

حدودا ۴۷ دقیقه می باشد و  کیفیتش ۴۸bps هست .

ایندفعه هم مثل  ۲ دفعه پیش فقط رویه ۱ بیت وقت صحبت پیدا میشه. و من هم گزیده ای از مباحث مطرح شده رو سعی میکنم که در ادامه بنویسم

محل قابل و آنگه نصیحت قائل                               چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال

 

ای یار دگر راز تو پنهان نکنم                                  اسرار ازل ذخیره در جان نکنم

خواندی تو حدیث کنت کنزا مخفیا                          بیچاره منم اگر که عنوان نکنم

  • جهان هستی بر اساس فاعل(دهنده ،بخشنده) و قابل (طالب و پذیرنده) است
  • فاعل علی اطلاق خداست و قید و شرط به چیزی نداره مثل انسان که فاعل هست به شرط سلامتی و ……..
  • بحث فلسفی ممکنات و ممتنعات و عالم امکان و مقتضیات و اینکه مقتضیات و هر چه در عالم هست در علم حضرت حق در ازل حضور علمانی داشتند
  • داستان بیمار شیزوفرنی که خودشو ارزن میدید و توهمات انسان ها که شدت و ضعف داره و شاید از ظاهر افراد معلوم نشه
  • به کمک عقل و شرع و مراقبت انسان میتونه از شر توهمات خلاص بشه و به فاعل مطلق خودشو نزدیک کنه
  • تفاوت انرژی و روح و اینکه روح مانند انرژی قابل اندازه گیری نیست و یک ودیعه الهی و مقدس است.
  • چطور میشه گرفتار وهم نشد؟ با حذف غرور و اینکه بیماری جهل مرکب نداشته باشیم و همون گوش هوش که تویه بیت هم سعدی گفته
  • وجود انسان صحنه نبرد بین وهم و عقل – یا همون فرشته و شیطان – است و همیشه این درگیری وجود داره و اصلا عظمت انسان در همینه و باید هوشیار بود و از اوامر عقل کل اطاعت کرد تا مغلوب نشد

لینک کامل این شعر از پند و موعظه سعدی از سایت عالی گنجور

برنامه معرفت – حکمت الهی ،جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱

save target as

۴۰kbps  – ۳۷:۵۳- ۱٫۸MB – 13910402-Deinani-Marefat-Sadi-Mal.mp3

در این قسمت بیت بعدی قسمت قبلی مطرح میشه و خیلی از مباحث قبلی نیز مرور میشه .

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم             تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

در مورد فرف تبلیغ و پروپاگندا (Propaganda) بحث میشه و واژه قرآنی بلغ .

شرط بلاغ = راستی و حقیقت گویی است و بلغ به عربی یعنی رساندن

که در بلغ حقیقت آنطور که هست بیان می شه ولی پروپاگاندا آلوده به دروغ و تملق و تزویر و آگراندیسمان کردن و بزرگنمایی کردن و زرق و برق دادن است.

و حقیقت گویی یعنی اگر کسی یک درجه بدی هم داره ۱۰ برابرش نکنم

روحی که یک عمر به دروغ و تملق عادت کرده و مریض و مسموم و آلوده است ، حقیقت براش تلخ و ملال آور میشه .

دنیایه پروپاگاندا همان دنیای فرم گرایی است . به همون اندازه که به فرم مشغول بشیم از معنی دور میشیم و شکل ، وهم و حس و تخیل مارو قانع و زودگذر خرسند میکنه و به همون اندازه عقل خرسند نمیشه.

ولی اگر عقل خرسند شد اون ۳ هم خرسند خواهند بود.باید غرق در صورت و ظاهر و فرم  نشد و عقل رو باید خرسند کرد

– غار افلاطون : بعد از تعریف این غار که ما انسان ها حکم اون غار نشین ها رو داریم که در بند مکان و زمان هستیم و تصویری  که می بینیم فکر میکنیم حقیقته و اگر همت نکنیم در همین فکر و خیال می مانیم و به معنی واقعی و حقیقت دست پیدا نخواهیم کرد.

                                                         صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستي‌  

صورت‌ زيرين‌ اگر بر نردبان‌ معرفت‌               بر رود بالا همان‌ با أصل‌ خود يكتاستي

‌اين‌ سخن‌ را در نيابد هيچ‌ وَهم‌ ظاهري‌          گر أبونصرستي‌ و گر بوعلی سيناستي‌

– پیچیدگی انسان : به ترتیب بعد از حس هایه پنج گانه -> حس مشترک -> وهم->خیال -> عقل می رسیم . و عقل منزه ترین و پاکترین و مجرد ترین است . و نزدیکترین و در عین حال دور ترین به احساس است .

– چرا انسان از دروغ خوشش میاد؟ به دلیل پیچیدگی انسان و رابطه عقل و حس و غلیظ  شدن صورت و در تنیجه بهم خوردن تعادل انسانی و دور افتادن از معنی است . و اینکه انسان تا الان داشته صورت رو می دیده و این دورو زمونه داره فیلم میبینه و داره صورته صورت رو میبینه و تازه خود طبیعت هم صورت هست ولی الان یک صورت و نقاب دیگه هم بوجود آمده است

– PERSON = نقاب .  بحث جالبی میشه که همه انسان ها مجبورند که در این دنیا و غار افلاطون نقش بازی کنند و کسی از سر و درون کسه دیگه خبر نداره

– راه بازگشت به عالم معنی ؟ توجه و تمرکز رو از حس به عقل برگردونیم و انعطاف نشون بدیم .تا وقتی  غرق حس و تمایلات نفسانی و شهوات و خواسته ها هستیم ،راه به عالم عقل و معنی و معرفت الهی نداریم و وقتی غرق در عقل باشیم صورت ملکوتی اشیائ رو هم می بینیم

– مکتب POSITIVISM : فکر می کنند که عقل رویکرد و رونمایه محسوسات است ولی برعکسه و معقول اصله و محسوس صورت معقولات است.

-داستان فیل در خانه تاریک مولوی :

از سخن ها گفتشان شد مختلف             این یکی دالش لقب داد آن الف

در کف هر یک اگر شمعی بدی               اختلاف از گفتشان بیرون شدی

و اینکه این شمع همان عقل است

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح        شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

سینه تنگ من و بار غم او هیهات            مرد این بار گران نیست دل مسکینم

برنامه معرفت – حکمت الهی ،جمعه ۲ تیر ۱۳۹۱

ایندفهه اول یک خورده دیر شروع کردم به ضبط و از دست دادم اولشو و وسطشم که آهنگ میان برنامه رو میزاره بی خودی قطع کردم ضبط رو و البته برای تلاش اول خوبه و دفعه بعد ترو تمیز ترش می کنم.

این فایل صوتی حدودا ۲۳ دقیقه است و ۸MB و با کیفیت خوب ۴۸kbps هست که از فایل تصویریش جدا کردم .

save target as کنید لینک دانلود

در این برنامه در مورد یک بیت سعدی داره صحبت میشه که از این قراره :

توانگری نه به مال است پیش اهل کمال                که مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال

در مورد سادگی این بیت و اشعار سعدی بحث میشه که با اینکه  ۷۰۰ سال پیش گفته ولی هنوز قابل فهم و کاملا بدرد بخوره بحث میشه و اینکه جواب سوال معروف علم بهتر است یا ثروت رو داره میده که برای عصر حاضر ماست.

بحث میشه که چطور کلام سعدی چنین تازگی داره و صحبت از  این میشه که چون سعدی لفظ (فرم ، شکل) و معنی (محتوا) رو یکی کرده و اینکه کمتر در کلامش ابهام وجود داره و در مقابل در مورد دنیایه مدرنیته بحث میشه که از این نزدیکی لفظ و معنی  فاصله گرفته و  بیشتر سرگرم فرم هست تا معنی و اینکه ابهام (عربی) و Absurd و معنی باختگی حرف اصلی رو تویه این دنیایه مدرن می زنه. و بیشتر ادبا و کلا عصر مدرنیته حاضر فرمالیست هستند و مثلا در فیلم ها و … هم به فرم بیشتر اهمیت داده میشه و به معنی کمتر اهمیت میدند ولی سعدی بین هر دو تعادل برقرار کرده و اصالت هنر هم همینه.

استاد دینانی میگه که روح مدرنیته اینه که : فردا بهتر از امروز است و اصل تکامل رو مطرح میکنه و میگند که  اصلا آفرینش بدون این اصل بی معنی میشه  ولی تکامل و بهتر شدن معنوی و عرضی انسان مهم و اصل هست و نه طولی و سطحی و نه در طول غلطک زمان پیچ خوردن .

در مورد تفاوت زمان و تاریخ بحث میشه و همچنین تفاوت عقل و خرد و همچنین شباهت بین این ۲ تفاوت که در عینیت و فعلیت این ۲ هست.

در ادامه در مورد توانگری و توانایی که در بیت هست صحبت میشه و اینکه خدا هم از انسان توانمند خوشش میاد و نه ضعیف و اینکه انسان توانا مظهر خداست.در مورد معنی توانایی بحث میشه و اینکه فرد پولدار هم نوعی از خرد رو داشته حتی اگر ثروتی هم به ارث رسیده بهش و از بین نبردتش.ولی بحث اینه که توانایی منحصر به پولدار بودن نیست. اگر چه خیلی کارا از عهده پول بر میاد ولی مثلا خود خرد رو نمیشه با مال کسب کرد (ولی مال رو با خرد میشه کسب کرد.)

در مورد اهل کمال بحث میشه و اینکه یک خصوصیت چنین افرادی اینه که مال اندیش هستند و آینده خیلی خیلی دور و لایتناهی رو می بینند و (البته این زندگی چند روزه دنیا هم فراموش نمی کنند و به بهترین شکل استفاده می کنند). بحث میشه که اصلا بدون اعتقاد به زندگی بعد از مرگ و جاودانگی زندگی این دنیا اصلا ارزشی نداره و حتما انسان باید به آینده امیدوار باشه تا بدون شاد باشه و زندگی بکنه.

در مورد اهمیت خرد و رابطه اون با عمل بیت دیگری از سعدی مطرح میشه که میگه با اینکه کار خردمند عمل کردن نیست ولی کار حسابی از عمل بی خرد نخواه که  نمی تونه انجام بده

جز به خردمند مفرما عمل                          گرچه عمل کار خردمند نیست

بحث در مورد تکامل و حرکت جوهری ملاصدرا میشه و اینکه آیا بعد از مرگ هم تکاملی هست یا نه ؟ و اینکه فکر و مال  به اعمال تبدیل میشند و ماندگار خواهند بود. و اینکه تحولات و تکامل مادی اصلا بدون تحول فکری و درونی اصلا بی معنا و بی ارزش خواهند بود.و اصلا حرکت و تحول برای عقل است و نه ماده و مثلا اگر حتی کوهی هم تکون بخوره بدون فهم و بتحول عقل بی معنی خواهد بود. و بحث میشه که بعد از این دنیا هم به دلخواه پروردگار و مزد و پاداش با ضریب نا متناهی در اعمال ناچیز ما خیلی از تحولات در روح و جان ما اتفاق خواهد افتاد.

و در آخر نیز با ۲ حدیث از حضرت علی(ع) درباره همین موضوعات اعمال و عمل و و مال و مرگ و  شعر بابا طاهر این قسمت تمام میشه

مکن کاری که بر پا سنگت آیو                       جهان با این فراخی تنگت  آیو

چو فردا نامه خوانان نامه خونند                     تورا از نامه خوندن ننگت آیو

 

 

عکس های متنوع پانوراما از یک زاویه خونمون

dark rainy skydirty normal weathersunny clear skydark nightafter rain
after snowat sunrise - 6 A.M 13900702at sunset - 17:30 13900702

 

Window View, a set on Flickr.
عکس های مختلف از زاویه خوب پنجره آشپزخونه خونمونکه فکر میکنم تویه شرایط آب و هوایی و زمانی و جوی و نوردهی هی مختلف جالب بشه جمعش کنم
البته اینارو با انرژی بعد از گرفتن اولین مدرک مایکروسافتم با نام Microsoft SQL Sever 2008 Development   جورش کردم که خیلی تو کفش بودم